در تمام دنیا تلویزیون تنها رسانه عمومی و فراگیری است که به دلیل داشتن مخاطبان گسترده از رده‌های مختلف سنی جایگاه مهمی در جهت‌دهی افکار عمومی، به خصوص شخصیت‌سازی کودکان و نوجوانان دارد، زیرا از قدرت تصویر و حرکت برخوردار است به همین خاطر دامنه تاثیرگذاری تلویزیون به نسبت سایر رسانه ها بسیار بیشتر است. مقام معظم رهبری نیز در دیداری که با هنرمندان و مسئولان صداوسیما داشتند با تاکید به جایگاه تلویزیون فرمودند: اینکه امام گفتند صداوسیما دانشگاه است، تعارف نکردند. انتظار از صدا وسیما این است که درس های گوناگون زندگی در ابعاد مختلف به سمت مردم سرازیر شود. (دیدار با مسئولان صداوسیما و هنرمندان ۱۲/۴/۸۹)

بنابراین تلویزیون به عنوان یکی از مهمترین نهادهای فرهنگ ساز محسوب می شود که می بایست با ارائه الگوهای مبتنی بر فرهنگ اصیل دینی و ملی به مخاطبانش همان گونه که در قانون اساسی به آن تصریح شده و همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب هم بوده است نقش ارشادی و تربیتی در خور توجهی را ایفا کند. یکی از آموزه های این دانشگاه، مسایل دینی است که سالها از رسانه تاریخی و سنتی یعنی منابر مساجد به مردم منتقل می شده اما از آنجا که نسل امروز را فرزندان تصویر لقب داده اند و از آنجا که تلویزیون قدرت اثرگذاری بالایی دارد بهتر است در کنار سایر برنامه های خود، بعضا مفاهیم دینی هم در قالب منبرهای تلویزیونی گنجانده شود. این امر باعث می‌شود تا اطلاعات دینی مخاطبان بالا برود.

ما برای معرفی امام زمانمان فعالیت خاص رسانه ای نداریم

دکتر شفیعی سروستانی که سالهاست عمر خود را صرف رصد و مطالعه بر روی رسانه های غربی در زمینه امام زمان(عج) نموده است در همایش مهدی یاوران در مشهد می گفت: «ما برای معرفی امام زمانمان فعالیت خاص رسانه ای نداریم؛ درحالی که شبکه ها، سایت ها، ایستگاههای رادیویی، مجلات و… با موضوع آخرالزمان و منجی در دنیا به تعداد زیادی در حال فعالیت هستند؛ چنانچه تنها یکی از آنها متعلق به کشیش مبلغی در آمریکاست که برنامه های هفتگی اش به طور ثابت ۲۵ میلیون مخاطب دایمی دارد ….»

نکته جالب اینجاست که وقتی دکتر شفیعی سروستانی فیلم های این مبلغ را در تلویزیون های امریکا نشان میداد تقریبا آنچه شاهدش بودیم شباهت زیادی به منبرهای ما داشت و وجه تفاوتش این بود که چیدمان آن همانند کلیسا متشکل از صندلی، جایگاه سخنران و محل سخنرانی بود؛ درحالی که در اسلام و سیستم مسجدی، صندلی و جایگاه سخنران متفاوت است؛ البته منبر ویژگی منحصر به فردی دارد و آن اینکه علاوه بر سخنرانی دینی مواردی چون صمیمیت، عرفان و فلسفه های مختلف اسلامی و… را هم در دل دارد؛ البته مواردی چون صدا، سیما، علم و توان سخنوری فرد هم به شدت در جذب مخاطب مهم است چه آنکه هر منبری جایگاه رسانه ای شدن را ندارد و هر منبری قابلیت دیده شدن در سطح ملی را دارا نیست؛

از سوی دیگر منابر و مجالس دینی این روزها با زمان دچار تحولات شده و نمیتوان به همان سبک و سیاق قدیم باشند مثلا در بسیاری از منابر با هزینه های بسیار کم دکورهای زیبا و جالب توجه پشت سر سخنران چیده شده که توانایی و خلاقیت جوانان هیاتی را می رساند  و همین رویه در تلویزیون نیز تاثیرگذار است به گونه ای که برنامه هایی  مانند «سمت خدا» با وجود سادگی ولی پرنغز و با محتوا در حوزه دین از پربیننده ترین برنامه ها به شمار می آید.

نباید فراموش کرد در جامعه ای زندگی می کنیم که انقلابش را مدیون منابر و مساجد است؛ انقلابی که با همین ابزار ساده اما مهم کشور و بلکه جهان را تکان داد لذا نمی توان منکر قدرت بالقوه و بالفعل منابر شد اما آنچه اهمیت دارد اخلاص و توانایی سخنران در منبر است. صبا دختری زرتشتی بود که چند سال پیش با تحقیق مسلمان شد؛ وی در پاسخ به سایت رهیافته (مرجع تخصصی تازه مسلمانان) یکی از علل مسلمان شدن خود را مشاهده منابر و سخنرانی های مذهبی در تلویزیون عنوان می کند و می گوید: «این برنامه ها باعث شد تا من نسبت به دین اسلام و زیبایی های آن دید متفاوتی پیدا کنم.»

می بینیم که پخش منبر از قاب تلویزیون می تواند نگاه صرفا احساسی اعم از روضه، گریه و… را در چشم بیننده مسلمان یا غیرمسلمان متعادل کند و نقش معرفتی اسلام را بدون پیشداوری نشان دهد، لذا حذف و کمرنگ کردن منابر دینی از صداوسیما می تواند برای کسانی که تاکنون به مسجد یا هیات نرفته اند تصوری غلط از اسلام ارائه دهد از سویی باید این نکته را در نظر داشته باشیم که معماری های کنونی کشور و نبود مسجد در آپارتمان ها و یا بسیاری از محله ها و شهرک های جدید باعث شده تا افراد زیادی از نسل حاضر درکی از مفاهیم و تجربیات اسلامی نداشته باشند و آنچه از فضای مجازی به خصوص در چشم نقد دیده می شود را ملاک اسلام قرار بدهند.

البته قرار هم نیست در همه ساعات شبانه روز، منبر و روضه‌خوانی از تلویزیون پخش شود اما یادمان نرود در این بمباران اطلاعاتی و ریزش اخبار از همه جا، وظیفه رسانه‌ها به خصوص رسانه ملی است که مردم را بیمه کند و داده‌های اخلاقی و معرفتی لازم را که عمدتا مطالعه و شناخت کمتری دارند را ارائه دهد. کما این‌که از طریق همین تلویزیون برخی از عرفا و بزرگان دینی برای مردم شناخته شده‌اند و دیده‌ایم کسانی که قادر به کسب فیض از منابر علما و روحانیون مطلع  نیستند کم کم نسبت به منبرهای تلویزیونی رغبت نشان می‌دهند و این اتفاق خوبی است.

بعضا منتقدان به حضور منبر در تلویزیون معتقدند هر چیزی باید در جای خودش باشد منبر هم جایش در مسجد و حسینیه است و مناسب تلویزیون نیست در دنیا چنین کاری انجام نمی شود پس ما هم باید مانند عرف رسانه ای دنیا اینگونه باشیم و تلویزیون را مسجد نکنیم؛ درحالی که باید گفت ما تمدن و سبک زندگی اسلامی خودمان را داریم و قرار نیست نعل به نعل فرهنگ و تمدن غرب در کشورمان پیاده سازی شود چه اینکه در بحث دینی حتی در مباحث فرهنگی، تفاوت فرهنگی عامل تاثیرگذاری است؛ عاملی که حتی در روانشناسی یک فصل جداگانه به آن اختصاص داده شده است چه آنکه مقوله ای در یک فرهنگ آسیب و در فرهنگ دیگر ممکن است عرف محسوب شود.

بنابراین اکثر منتقدان اگر با عینک غرب به دنیا نگاه کنند تفاوت سیره و روش اسلامی و غربی را درک نخواهند کرد و این خود بزرگترین مشکل آنهاست. به همین خاطر این طیف حتی اگر بخواهند منبرهای روحانیون در تلویزیون را با نمونه های دینی دیگر کشورهای مسیحی مقایسه کنند نمی توانند؛ چراکه منابر شیعی حتی با منابر اهل سنت هم فرق دارد. شاید بتوان گفت چیزی که  امروز در بسیاری از آموزه های رسانه ای وجود دارد و در منبر هم که خود شاخه ای از رسانه است دیده می شود وجود روحانیون آشنا به تاکتیک های رسانه ای است؛ در منابرشان داستان روایت می کنند، تمثیل می آورند و برای رفع خستگی و جذب مخاطبان کم حوصله تنوع لحن در بیان مطالب دارند و همه اینها حول محور دین و آموزه های دینی است.

در واقع طریق این تلویزیون است که می تواند علما و عرفای دینی را به جامعه معرفی کند. چه آن‌که عارف بزرگ حاج محمد اسماعیل دولابی را خیلی‌ها با تلویزیون شناختند یا آیت‌الله ناصری، حجت‌السلام فاطمی، مرحوم مجتهدی تهرانی که منبرهای تلویزیون آن‌ها با استقبال زیادی از سوی مخاطبان روبرو شده است، زیرا به دلیل سبک سخنرانی در منبرهای خود و آوردن مثال‌ها و مصداق‌های ساده‌ و قابل فهم برای مخاطبان عام‌ همچنین شیرینی سخنان‌شان، ‌بیننده را جذب می‌کنند و این هنر بزرگی است که تلویزیون می تواند در ارائه زیبایی های دین داشته باشد.

در هرحال آنچه مهم است موید این نکته است که همه ما به موعظه درونی نیاز داریم. زیرا انسان فراموشکار است و واژه انسان هم از نسیان می آید. رساترین موعظه هم همیشه منبر بوده است؛ البته مواعظ دیگر هم در زندگی وجود دارد مثل عکس نوشته ها، دیوار نوشته ها و… اما منبر گاه بدون اینکه افراد مستقیما درگیر شوند نفس آنها را مورد خطاب قرار می دهد به همین خاطر اگر منبر در تلویزیون فراگیر شود شاید افرادی که درگیر و دار پیامهای مختلف رسانه ها هستند و حقایق را فراموش کرده اند به خود بیایند؛ مثلا زنانی که لقمه حلال از کجا آورده ای همسرانشان برایشان مهم نیست بیشتر توجه کنند، آدمهای بداخلاق، تهمت زن و… تلنگری بخورند. خیلی از اینها را باید مستقیما خطاب قرار داد به گونه ای که این تراز مستقیم به کسی برنخورد و شخصیت کسی زیر هم سوال نرود.

کلام آخر اینکه ما در جامعه اسلامی و ام القرای جهان اسلام زندگی می کنیم و از رسانه ها به خصوص رسانه ملی انتظار می رود رسالت روشنگری دینی برای عموم داشته باشد. باید در کنار همه برنامه های مفرح تلویزیونی، به حضور علمای دین، منبرها و کلاس های درسی آنها در تلویزیون هم توجه شود و تعامل دوسویه بین رسانه منبر و رسانه ملی به درستی حفظ و تقویت گردد.

 

ندای اصفهان- معصومه طاهری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *